خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

چند وقتی موضوعی ذهنمو درگیر کرده …. هر چی بیشتر میگذره میبینم اوضاع همینطوره و تکرار میشه …

بیش از 200 مورد رو با چشم و گوش خودم دیدم و شنیدم که اکثر مردم (سن و سال هم نداره … پیر و جوان ) زمانی که وارد یک وسیله نقلیه عمومی میشن ( علی الخصوص اتوبوس ) اونجا رو با وسیله نقلیه خصوصی اشتباه میگیرن و هر طور دوست دارن رفتار میکن …..

نمونه های جالب :

مرد میانسالی با تلفن همراه صحبت میکرد . اونم بلند بلند به طوری که به محض وارد شدن به اتوبوس همه رو متوجه خودش کرد … جالب تر این که گوشیشو رو حالت (Speaker) قرار داده بود و اون طرف خط  پیر زنی ( مادر بنده خدا ) صحبت میکرد و از اون جا که گوشهاشم نمیشنید این مکالمه بیش از 40 دقیقه همه مردمو از خنده روده بر کرده بود ….

چند تا جوون که یکسره میگفتن و میخندیدن شروع به تعریف داستانی کردن از یکی از رفقاشون که کارمند اداره پست مرکزی مشهد ه و مجلات جالبو بین رفقاش پخش میکرده به حای این که برسونه دست صاحباشون .. بعد هم راوی داستان میگفت که رفیقشو گرفتن و مادرش ( فلان کردن ) و درست 7 بار این جمله رو تکرار کرد …

اون یکی دیگه از جلوی اتوبوس با زنش عقب اتوبوس بلند بلند حرف میزد که کجا پیاده بشن بهتره و اول برن کدوم کارشونو انجام بدن ….

و خیلی موارد دیگه که حتما باهاش برخورد داشتین……

نمیدونم شایدم حق با اوناست و ادم میتونه تو وسیله نقلیه عمومی هر کاری که دلش خواست بکنه ……

ویرایش دوم :

یه مورد بسیار جالب هم اضافه کنم :

ما ایرانی ها در اکثر موارد برای فرهنگ ظاهر سازی میکنیم در صورتی که هیچگاه از ریشه فرهنگ سازی نمیکنیم .

یه مدتیه که یه سری اتوبوسهای جدید (اسکانیا ) به ناوگان حمل و نقل داخل شهری اضافه شده و بدون استثنا همه اونها حاوی برچسبهایی روی شیشه هاشون هستند با این مضمون :

در موارد اظطراری برای شکستن شیشه از چکش تعبیه شده در کنار آن استفاده کنید …. جالبه که تمام اتوبوسها این چکشها رو برداشتن و این یعنی این که ما فرهنگ استفاده از چکش رو هم نداریم …

البته شاید در ایران هیچگاه اتفاق غیر منتظره ای که نیاز به شکستن شیشه باشه رخ نمیده ….

خاتمی چرا آمد؟


من فقط در مورد شرایطی که احتمال میدم پیش بیاد سوالاتی دارم که اگه دوست داشتین پاسخ بدین .

1: اگر خاتمی رد صلاحیت بشه ؟

2: اگر دوباره رهبر بیاد و به مانند جریان معین دستور مستقیم بده که صلاحیت  خاتمی رو تایید کنین ؟

حالا با یک خاتمی دستمالی شده و تبصره ای چه کنیم ؟

3: اگر خاتمی تایید صلاحیت بشه ولی رای نیاره چه کنیم ؟ یعنی با توجه به این که کل روال رای گیری

در حال حاضر دست سپاه  و بسیجه ، از تو صندوق نام خاتمی بیرون نیاد …

4: اگر خاتمی به فرض محال تایید صلاحیت بشه ، از توصندوقم بیرون بیاد ، و بشه رئیس جمهور مملکت ؟؟؟

با توجه به این که نه مجلس رو داره و نه رهبری با اومدنش موافقه

( عطف به سخنان اخیر مبنی بر عدم انتخاب افراد ضعیف همچون شاه عباس )

حالا یک خاتمی  دست و پا بسته و نالان چون دوره قبل …. که آقا نمیذارن … آقا به صلاح نظام نیست … و ….

حالا تکلیف چیه ؟؟؟؟؟

به نظر من اومدن خاتمی در حال حاضر به نفع مملکت نیست …

چون اتفاقا روند اصلاحات رو به تعویق میندازه …..




متن وصیت نامه فارغ التحصیل کارشناسی کامپیوتر 87 موسسه اموزش عالی سجاد­- مشهد مقدس

به نام آن افریدگاری که هستی هر چه خداست از اوست ….

روی سخن من به دوستان و عزیزانی است که در آینده ای نزدیک فارغ ز تحصیل میشوند و یا ورودشان را به دانشگاه ( موسسه ) سجاد جشن می گیرند .

آری دوستان موسسه آموزش عالی سجاد (دانش گاه ) اساسا و قطعا بر پایه رشته های صنایع و برق سیاست گذاری علمی – پژوهشی و هر چی … ،  شده و میباشد  و اگر شما دوستان به گروه کامپیوتر این موسسه (دانش گاه ) مراجعه فرمائید از شدت فعالیتهای علمی – تحقیقاتی – پژوهشی – مسابقات برنامه نویسی بین دانشگاهی – اردوهای تفریحی و هر نام با کلاس دیگر ، حتما و قطعا به یاد فیلم سر گیجه هیچکاک می­افتید ( البته نه آن فیلم 120 دقیقه ای Orginal بلکه آن فیلم 73 دقیقه ای صدا و سیمای جمهوری اسلامی) که بی شک اگر خود هیچکاک هم آن فیلم را تماشا میکرد همچون شما و همچون فعالیتهای انبوه علمی گروه کامپیوتر ، سرگیجه میگرفت ….( کدام فعالیت علمی ، کدام سیاست گذاری ؟؟؟؟ زهی خیال باطل )

از اساتید بگویم ، انها که تنها نام استاد را یدک میکشند و استفاده میکنند از اهرم نمره برای خاموش کردن هرگونه بحث علمی خارج از نسخه علمی خویش ( که آن هم به خاطر عدم استفاده از جزوات Orginal  اجازه Update  را هم نداشته اند یا حتی زحمت به روز شدن را به خود نداده اند ).

البته هم من میدانم و هم شما ، هستند اساتیدی که به علت مشغله ادامه تحصیل حضور کمرنگ­تری در این موسسه دارند – لیک تنها افتخار من این است که در طول دوره لیسانس چند واحدی را با این حضرات گذراندم و از علم ناب و به روزشان فیض کامل بردم .

حال یادگاری من به شما عزیزان و همکاران اینده پیام این وصیت نامه میباشد :

اگر میخواهید دوره موفقی را بگذرانید به انچه برایتان تصمیم میگیرند با احترام انتقاد کنید زیرا سیاست دانشگاه در مرحله اول تنها برگزاری کلاسهاست حال این کلاس توسط استادی با بیش از 10 سال سابقه تدریس برگزار شود یا استادی که هنوز مهر فراغت از تحصیلش خشک نشده باشد . پس با چشمانی باز به مسائل اطراف بنگرید و حق خود را استیفا کنید .

آه دوستان نمیدانید چه کشیدیم در شب جشن فارغ التحصیلی 87، آنجا که از هر گروه مدیران و اساتیدی به دانشجویان خود احترام گذاشته و با حضور خود این اتفاق و اهمیتش را در ذهن تمامی دانشجویان و خانواده هایشان پر رنگ کرده و انها را پیش دوستان و خانواده سر بلند کردند ،

اما افسوس که باز هم جفا دیدیم و تبعیض ….  نه از مدیرگروهمان خبری بود و نه از اساتید …!!!؟؟؟

جناب آقای مهندس ( دکتر ) حمیدزاده با تشکر فراوان از عدم حضورتان در جشن فارغ التحصیلان 87



تاریخ نبشتن : بهمن 87

برخلاف اون چیزی که جمهوری اسلامی میگفت اوباما اهل تغییر نیست !!

دیدیم که در اولین روز کاری دستور تعطبلی زندان گوانتانامو رو داد.

علاوه بر این دستور داد حقوق اعضای کابینه در مدت زمامداری افزایش 

پیدا نکنه ….

حالا بازم جمهوری اسلامی میگه که اهل تغییر نیست !!>؟؟؟

من امیدوارم ….

 

قیصر همی گفت :

باز هم اول مهر آمده بود
و معلم آرام
اسم ها را مي خواند:
- اصغر پور حسين!
پاسخ آمد:
- حاضر
- قاسم هاشميان!
پاسخ آمد:
- حاضر
- اكبر ليلا زاد
پاسخش را كسي از جمع نداد
بار ديگر هم خواند:
- اكبر ليلا زاد

پاسخش را كسي از جمع نداد 
همه ساكت بوديم
جاي او اين جا بود
اينك اما، تنها
يك سبد لاله سرخ
در كنار ما بود
لحظه اي بعد، معلم سبد گل را ديد
شانه هايش لرزيد
همه ساكت بوديم
ناگهان در دل خود زمزمه اي حس كرديم
غنچه اي در دل ما مي جوشيد
گل فرياد شكفت
همه پاسخ داديم:
- حاضر!
ما همه اكبر ليلا زاديم!

بدون بهانه !

تاریخ نبشتن بهمن 87

چند روز پیش سوار یکی از این ماشینهای 16 متری شدم  آره همونی که پدرم خدابیامرز
برام به ارث گذاشته  یه چند تا ایستگاه که گذشت دیدم یه بنده خدا خیره شده به یک
قسمت اتوبوس  – سمت راست من آخه من سمت چپ وسط اتوبوس پشت سر راننده
نشسته بودم  کنجکاو شدم منم بر گشتم در امتداد نگاه بنده خدا دیدم یه پسره با خانومش
تو قسمت آقایون رو صندلی نشسته بودن. کمی که دقت کردم دیدم طرف دستشو انداخته
دور گردن خانومش و هی داره نازشو میکشه و دختره هم لوس بازی در میاره … در حد خیلی
ضایع به هم چسبیده بودن کمی گذشت که یه هو دیدم یه پیکانی اومد جلو اتوبوس زد رو ترمز
- هوا بارونی بود دور میدون زندان – ترافیک هم بود – این یارو هم میگفت که راننده اتوبوس
(ماشین 16 متری) زده آیینه بغلشو شکسته راننده هم میگفت تقصیر خودت بود دیدی جا
نمیشی چرا اومدی-راننده پیکان یه پسره 25-26 ساله بود آقا هر چی راننده اتوبوس میگفت
برو شنبه بیا سر خط شهدا راننده پیکان میگفت  نه صبر کنیم افسر بیاد – همه دادشون در اومده
بود که اتوبوس حرکت کرد و از کنارش رد شد و رفت .. پیکان هم دنبال اتوبوس – ایستگاه بعد
باز اومد جلوی اتوبوس- میگفت خسارت میخوام اتوبوس هم میگفت من که نمیتونم به
خاطر 6 تومن آیینه 100 نفر آدمو الاف کنم این شد که راننده گفت بابا یکی بره این بابا رو ادب
کنه در یک چشم به هم زدن دیدم 5 – 6 نفر ریختن بیرون شروع کردن یارو رو زدن ؟؟؟؟
از یک طرف مونده بودم چی شد ؟ از یک طرفم این دختره لوس میگفت جوووون چی
هیجانی شد !!!!هه …………………………….
حالا من موندم این آدمایی که تا جند دقیقه پیش مثل افراد متجدد نشسته بودن
و با هم گفتمان میکردن چی شد که  یه هو به دستور رهبر خودشون جناب راننده
اتوبوس ریختن پایین و بنده خدارو به حساب ادب کردن؟ حالا قضاوت با شما !!!!
اما یه درس بزرگ من گرفتم که  اگه با یه اتوبوس تصادف کردم با یه نفر طرف نیستم
و ممکن با یه عده …. طرف باشم  .. پیله شدن  الکی تو برخی اوقات خطرناکه ()()
از طرفی من خودم اتوبوس سوارم و با این درس فهمیدم شاید من هم
                                 یه ادم بزن بهادرم  ؟

چرا یا بله ؟

هیج تا بحال فکر کردین چه موقع در جواب سوال یک نفر میگیم چرا !
و چه موقع میگیم بله .
البته این در مورد مشهدی ها بیشتر صدق میکنه .
پاسخ : زمانی که به صورت منفی سوال میشه پاسخ "چرا" و
زمانی که مثبت سوال میشه پاسخ "بلی"
مثلا این ماشین شما نیست ?   ج –  چرا
این ماشین شماست?    ج – بله 
یا مگه شما نمیخوای بری سفر ؟   ج – چرا
شما میخوای بری سفر ؟   ج – بله
تاریخ نبشتن :بهمن87

for taha & hamid

سلامی قبل از خداحافظی

راستشو بخوان دیدم دارم میرم خدمت گفتم یه تاریخچه ای  - سابقه ای
از خودم تو اینترنت بذارم که اگه شهید شدم ،  تو کوچه های اینترنت لااقل یه
کوچه ای رو به نام ما بزنن!! البته اینم اضافه کنم  قبلا  Certificate   وبلاگ
زدن رو از چند تا سابقه دار گرفتم .  
حس و حال جالبیه انتظار واسه رفتن …..♥♥  

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.